شیر در حالی که غمگین و محزون بر علف های خشک دشت دراز کشیده بود، و با پنجه هایش به آرامی زمین را می کند؛ رو به شیری که چند متر آن طرف تر مانند او دراز کشیده بود، کرد و گفت: مرگ چگونه است؟ شیر پس از چند لحظه تامل جواب داد: نمی دانم، تو که آن را تجربه کردی باید بدانی _جزیره_