انشای یک دانش آموز تنبل
این یک آپه فوق العاده کوتاهه ولی جالبه:
چند وقت پیش عموم بهم گفت که یکی از هم کلاسی هاش تو دوره ی راهنمایی روزی که قرار بوده یک روز تعطیل را توصیف کند در دفتر خود نوشته:
روزی مادرم من را از خواب بیدار کرد و گفت:حسن! برو نان بخر و من گفتم نمی روم و دوباره خوابیدم!
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 21:9 توسط ساحل
|