و شش جفت دست داشته باشد .
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد .
گفت : " شش جفت دست ؟! امکان ندارد . "
خداوند پاسخ داد : " فقط دست ها نيستند .
مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند .
تازه به اين ترتيب ، اين مي شود يک الگوي متعارف براي آنها " .
خداوند سري تکان داد و فرمود : بله .
يک جفت براي وقتي
که از بچه هايش مي پرسد که چه کار مي کنيد ،
از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان .
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد
که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روي صورتش است
که وقتي به بچه خطاکارش نگاه کند ،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را
مي فهمد و دوستش دارد .
فرشته سعي کرد جلوي خدا را بگيرد .
" اين همه کار براي يک روز خيلي زياد است .
باشد فردا تمامش بفرماييد " .
خداوند فرمود : نمي شود !
چيزي نمانده تا کار خلق اين مخلوقي را که اين همه به
من نزديک است ، تمام کنم .
از اين پس مي تواند هنگام بيماري ،
خودش را درمان کند ،
يک خانواده را با يک قرص نان سير کند
و يک بچه پنج ساله را وادار کند دوش بگيرد .
فرشته نزديک شد و به زن دست زد .
" اما اي خداوند ، او را خيلي نرم آفريده اي " .
" بله نرم است ، اما او را سخت هم آفريده ام .
تصورش را هم نمي تواني بکني
که تا چه حد مي تواند تحمل کند و زحمت بکشد " .
فرشته پرسيد : " فکر هم مي تواند بکند ؟ "
خداوند پاسخ داد :
" نه تنها فکر مي کند ، بلکه قوه استدلال
و مذاکره هم دارد " .
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه
زن دست زد .
" اي واي ، مثل اين که اين نمونه نشتي دارد .
به شما گفتم که در اين يکي زيادي
مواد مصرف کرده ايد " .
خداوند مخالفت کرد :
" آن که نشتي نيست ، اشک است " .
فرشته پرسيد : " اشک ديگر چيست ؟ "
خداوند گفت :
" اشک وسيله اي است براي ابراز شادي ،
اندوه ، درد ، نا اميدي ، تنهايي ، سوگ ، و غرورش " .
فرشته متاثر شد .
شما نابغه ايد اي خداوند . شما فکر همه چيز را کرده ايد ،
چون زن ها واقعا حيرت انگيزند .
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير مي کند .
همواره بچه ها را به دندان مي کشند .
سختي ها را بهتر تحمل مي کنند .
بار زندگي را به دوش مي کشند ،
ولي شادي ، عشق و لذت به فضاي خانه مي پراکنند .
وقتي مي خواهند جيغ بزنند ، با لبخند مي زنند .
وقتي مي خواهند گريه کنند ، آواز مي خوانند .
وقتي خوشحالند گريه مي کنند ،
و وقتي عصباني اند مي خندند .
براي آنچه باور دارند مي جنگند
در مقابل بي عدالتي مي ايستند .
وقتي مطمئن اند راه حل ديگري وجود دارد ،
" نه " نمي پذيرند .
بدون کفش نو سر مي کنند ، که بچه هايشان
کفش نو داشته باشند .
براي همراهي يک دوست مضطرب ،
با او به دکتر مي روند .
بدون قيد و شرط دوست مي دارند .
وقتي بچه هايشان به موفقيتي دست پيدا مي کنند
گريه مي کنند ، و وقتي دوستان شان پاداش
مي گيرند ، مي خندند .
در مرگ يک دوست ، دل شان مي شکند .
در از دست دادن يکي از اعضاي خانواده
اندوهگين مي شوند ، با اين حال وقتي مي بينند
همه از پا افتاده اند ، قوي ، پابرجا مي مانند .
آنها مي راتتد ، مي پرند ، راه مي روند ، مي دوند ،
و براي شما ايميل مي فرستند که نشان تان
بدهند چه قدر براي شان مهم هستيد .
قلب زن است که جهان را به چرخش در مي آورد .
زن ها در هز اندازه و رنگ و شکلي موجودند .
مي دانند که بغل کردن و بوسيدن مي تواند هر
دل شکسته اي را التيام بخشد .
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است .
آنها شادي و اميد به ارمغان مي آورند
آنها شفقت و فکر نو مي بخشند .
زن ها چيزهاي زيادي براي گفتن و براي بخشيدن دارند .